| جمعه نویسی |

شرح جمعه به جمعه از یک سفر

مولای من سلام

آنچه مردم را بی‌تاب می‌کند نه غیبتِ ولیِ خدا، که غیبتِ خود خداست!

جماعتی که همه عمر آموخته‌اند که چون ظلم بالا گرفت، یا دریا گشوده می‌شود، یا زمین دهن باز می‌کند، یا پرندگان آسمان سنگ به منقار می‌گیرند؛ حالا چشم به زمین و آسمان دوخته‌اند. نه صاعقه‌ای می‌آید و نه سفیری. آنکه به زبان، نامِ خدا دارد در عمل تهی‌ترین از رحمت و حکمت است و در این بی‌نوایی آنان که از آغاز ایمانی نداشته‌اند، راه‌شان هموار است اما آنها که دل‌بسته ایمان هستند، چشمانشان به آسمان خشک شده است و دریغ ...

چه چیز جز بلایی اینچنینی می‌تواند مومنان را از غیبت به درآورد تا ظهور را در خودشان جستجو کنند؟ آنکه غیبت انسان را انتظار می‌کشد، در انتظار خود صادق نیست تا آن دم که ظهور انسان در خویش را سعی کند. و لیس للانسان و الا ما سعی.

جمعه هفصد و سی و هشتم مقارن بود با هفدهم بهمن از سال چهار

لینک مستقیم مطلب | نوشته شده در  جمعه هفدهم بهمن ۱۴۰۴ساعت 0:44 |